محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
841
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چون پيمبر خدا به نزد آنها رسيد و حكايت را با وى بگفتند گفت : « جامه اى بياريد » و جامه را برگرفت و سنگ را در آن نهاد و گفت : « مردم هر قبيله يك گوشه از جامه را بگيرند و بردارند » و چنين كردند ، و چون تا محل نصب سنگ بالا بردند ، آن را به دست خويش به جاى نهاد و بنا را بر روى آن بالا بردند . و چنان بود كه قرشيان پيمبر خدا را پيش از آنكه وحى بر او نازل شود امين نام داده بودند . ابو جعفر گويد : بناى كعبه پانزده سال پس از جنگ فجار بود ، و از عام - الفيل تا سال فجار بيست سال بود . و ميان مطلعان سلف اختلاف هست كه پيمبر به هنگام بعثت چند سال داشت ، بعضىها گفتهاند : مبعث وى صلى الله عليه و سلم پنج سال پس از بناى كعبه بود و در آن وقت چهل سال داشت . ذكر گويندگان اين سخن از ابن عباس روايت كردهاند كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم در چهل سالگى مبعوث شد . و هم از انس بن مالك روايت مكرر به اين مضمون هست . از عروه بن زبير نيز روايت كردهاند كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم به هنگام بعثت چهل ساله بود . از يحيى بن جعده روايت كردهاند كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم به هنگام بعثت چهل ساله بود . از يحيى بن جعده روايت كردهاند كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم به فاطمه گفته بود : « هر سال يك بار قرآن بر من عرضه مىشد ، و اين سال دو بار عرضه شد و پندارم كه مرگ من نزديك است و نخستين كس از خاندان من كه به من ملحق مىشود تويى و هر پيمبرى كه مبعوث شد پيمبر پس از او در نيمه عمر وى مبعوث شد ، عيسى به سال چهلم مبعوث شد و من به سال بيستم . »